United States Holocaust Memorial Museum
دایرة المعارف هولوكاست

اینگه آورباخر
متولد: 31 دسامبر1934

دورا اونگر
متولد: 7 ژانویه 1925

او از شب شیشه های شکسته در هامبورگ می گوید.
نگاهی به تمامی سرگذشت ها
نگاهی به شهادت تمامی ناظران عینی
خاطرات شخصي
اینگه آورباخراینگه آورباخر
متولد: کیپنهایم، آلمان
31 دسامبر1934

اینگه تنها فرزند برتولت و ریگینا آورباخر، زوج متدین یهودی بود که در کیپنهایم، دهکده ای در جنوب غربی آلمان نزدیک جنگل سیاه زندگی می کردند. پدرش تاجر پارچه بود. خانواده اینگه در خانه ای بزرگ با 17 اتاق و خدمتکارانی که کارهای خانه را انجام می دادند، زندگی می کردند.

39-1933: در 10 نوامبر 1938، افراد شرور و اوباش با پرتاب سنگ همه شیشه های خانه ما را شکستند. همان روز پلیس پدر و پدربزرگ مرا دستگیر کرد. من و مادر و مادربزرگم در اتاقکی پنهان شدیم تا وضعیت به حالت عادی برگشت. وقتی بیرون آمدیم، مردان یهودی شهر به اردوگاه کار اجباری داخائو (Dachau) منتقل شده بودند. چند هفته بعد به پدر و پدربزرگم اجازه بازگشت به خانه دادند، اما درماه مه پدربزرگم در اثر حمله قلبی جان سپرد.

45-1940: وقتی 7 ساله بودم، با خانواده ام به محله یهودی نشین ترزین اشتاد (Theresienstadt) در چکوسلواکی تبعید شدیم. هنگامی که به آنجا رسیدیم، همه وسایلمان- غیر از لباسهایی که پوشیده بودیم و عروسکم، مارلنه- را از ما گرفتند. شرایط اردوگاه بسیار طاقت فرسا بود. سیب زمینی به اندازه الماس ارزش داشت. من اغلب گرسنه، وحشت زده و بیمار بودم. در جشن تولد هشت سالگی ام، پدر و مادرم یک کیک سیب زمینی کوچک با کمی شکر به من هدیه دادند؛ در جشن تولد نه سالگی ام، از لباسهای مندرس و کهنه لباسی نو برای عروسکم دوختند، و در جشن تولد ده سالگی ام مادرم شعری را که خود سروده بود به من هدیه داد.

در 8 ماه مه 1945، اینگه و والدینش از محله یهودی نشین ترزین اشتاد که 3 سال در آن زندگی کرده بودند، آزاد شدند. آنها در ماه مه 1964 به ایالات متحده مهاجرت کردند.

 
مقاله هاي مرتبط:
Copyright © United States Holocaust Memorial Museum, Washington, D.C.