Entire Site
Images
Videos
Audio
Geographies
Museum
Education
Research
History
Remembrance
Genocide
Support
Connect
دایرة المعارف هولوكاست
نگاهی به شهادت تمامی ناظران عینی
به صفحه قبل مراجعه کنید
[101-150/153]
صفحه:
1
2
3
4
توماس بورگنتال. او از یکی از اردوگاه های کار اجباری در کی یلتسه و کار خود در آنجا می گوید
تینا استروبوس. او از مخفیگاه و سیستم زنگ خطر در خانه خود می گوید
تینا استروبوس. او از وظایف پیک نهضت زیرزمینی در هلند می گوید
گردا هاس. او از تجدید دیدار با پدرش در ایالات متحده می گوید
مادلین دویچ. او از فداکاری های مادرش برای نجات او می گوید
مادلين دویچ. او از تجربیات خود پس از جنگ می گوید
ریفکا موسکویتس گلاتس. او از زندگی در یک کیبوتس و مشکلات ناشی از زبان می گوید
سام اسپیگل. او از شرایط اردوگاه بیگاری می گوید
سام اسپيگل. او از شرایط موجود در کشتی عازم به ایالات متحده می گوید
سام اسپيگل. او از تأملات خود در باره زنده ماندن طی هولوکاست می گوید
ولادکا (فاگل) پلتل مید. او از زمانی می گوید که از ساختمانی خارج از محله یهودی نشین ورشو شاهد سوختن این محله بود.
دالاس پیتون. او از خاطرات خود در باره آزادسازی داخائو می گوید
ادوارد وایس. او وضعیت داخائو را اندکی پس از آزادسازی آن توصیف می کند
فرانک همبرگر. او از اردوگاه اوردروف می گوید
جیمز رز. او از برداشت های خود از داخائو می گوید
رابرت پتن. او از آزادسازی ماوتهاوزن و همچنین بازديد خود از آنجا در سال 2000 می گوید
ویلیام (ولک) لوکزنبرگ. او از اولین شب تهاجم آلمان به لهستان می گوید
سیسیلیه كلاین پولاك. او از ورود به آشویتس می گوید
ایرنه هیسمه. او از آزمایش های پزشکی در آشویتس می گوید
میسو (میكائیل) وُگل. او از ورود به آشویتس می گوید
آبراهام کلاوسنر. آبراهام از مواجهه با بازماندگان اردوگاه داخائو می گوید.
بنیامین (بریل) فرنتس. او از روند جمع آوری مدارک (از جمله مدارک مربوط به جنایات در اردوگاه بوخنوالت) و همچنین صدور حکم بازداشت می گوید.
بنیامین (بریل) فرنتس. او از چگونگی فراهم سازی مقدمات محاکمات در برابر دادگاه نظامی (برای مثال در داخائو) می گوید.
ادوارد آدلر. ادوارد از نحوه بازداشت و زندانی شدن خود به دلیل برقراری رابطه با یک زن غیر یهودی می گوید.
دکتر هرولد هربست. هارولد از ملاقات خود با یکی از زندانیان در آستانه مرگ- معروف به "مسلمان"[اصطلاحی که زندانیان اردوگاه های کار اجباری در مورد کسانی که از گرسنگی و خستگی مفرط در حال مر گ بودند]- در بوخنوالت می گوید.
هانه هرش لیبمان. هانه از پیامد های "شب شیشه های شکسته" می گوید.
رنه اسلوتکین. او از آزمایشات پزشکی در آشویتس می گوید.
یوهانا گرختر نویمان. او از اقدامات ضد یهودی در هامبورگ آلمان می گوید.
لئا هامراشتاين سیلوراشتاين. او از به خاک نسپردن اجساد افرادی که در محله یهودی نشین ورشو جان خود را از دست دادند، می گوید.
راشکا (رزا) گالک برونسوییتس. رزا از بازداشت دسته جمعی در محله یهودی نشین ورشو و گریز از فرستاده شدن به تبعید می گوید.
شاندور (شونی) آلکس براون. شونی از نواختن ویولن برای نگهبانان اس اس در داخائو می گوید. پیش از او، دو زندانی دیگر کشته شده بودند.
ولادکا (فاگل) پلتل مید. ولادکا از تبعید مادر و برادرش از محله یهودی نشین ورشو به تربلینکا می گوید.
ویلیام (بیل) لوونبرگ. بیل از بیگاری در کاوفرینگ- یکی از اردوگاه های فرعی اردوگاه کار اجباری داخائو- در اواخر جنگ جهانی دوم می گوید.
یوهانا گرختر نویمان. او از شب شیشه های شکسته در هامبورگ می گوید.
بنو مولر-هیل، آنتیه کوزموند، پاول اگرت و الویرا مانتی. آنها در باره برنامه کشتن از سر ترحم صحبت می کنند.
ایرنه هیسمه و رنه اسلوتکین. آنها در مورد آزمایشات پزشکی صحبت می کنند.
پاول اگرت، هلگا گروس و دوروتئا بوک. آنها از عقیم سازی اجباری می گویند.
بنو مولر-هیل. او از علم ژنتیک و بهسازی نژادی می گوید.
ترزیا زایبل و ریتا پریگمور. آنها از تحقیق و آزمایش بر دوقلوها می گویند.
هانه هرش لیبمان. او در باره یکی از بازدیدهای "انجمن کمک به کودکان" و زندگی در لوشامبون- سور- لينون صحبت می کند.
باربارا مارتون فارکاشِ. او در باره پیاده روی مرگ از اردوگاه گروس- روزن در آلمان صحبت می کند.
بنیامین (بریل) فرنتس. او از جمع آوری مدارک در اردوگاه ماوتهاوزن می گوید.
لیلی آپلبام مالنیك. او در باره پیاده روی مرگ از آشویتس به برگن- بلزن صحبت می کند.
لیلی مازور مارگولس. لیلی در باره پیاده روی مرگ از یک اردوگاه بیگاری در نزدیکی اشتوتهاف صحبت می کند.
سام ایتزکوویتس. او در باره پیاده روی مرگ از لاندسبرگ- یکی از اردوگاه های فرعی داخائو- به کوه های آلپ در استان باواریا توضیح می دهد.
جان دالی بووا. او در باره بازجویی از مأموران نازی دستگیر شده صحبت می کند.
جان دالی بووا. او از شیوه های بازجویی می گوید.
جان دالی بووا. او از ترجمه کردن برای یکی از روان پزشکان زندان می گوید.
فلا وارشاو. او توضیح می دهد که چگونه در اردوگاه آوارگان فهرست اسامی افراد را می خواندند تا اعضای بازمانده خانواده خود را بیابند.
فلا وارشاو. او از اردوگاه آوارگان فلدافینگ می گوید.
[101-150/153]
صفحه:
1
2
3
4